اي كاش اشكي مي شدم يا قطره آبي مي شدم
مرحم به لبها و عطش يار يتيمان مي شدم
باز هم ماه تو آمد ماه محرم اما باز هم چه غم انگيز و جانسوز،دوبار با كوله
باري از ماتم هيهات.محرم آمدي با غم، دوباره آمادي تا واقعه كربلا را زنده
كني، دوباره آمدي تا نشان دهي كه حقيقت كربلا زنده و جاويدان خواهد
ماند.وما با گذشت اين همه سال باشنيدن اين واقعه عظيم، احساس
مي كنيم كه درهمان زمان قرارداريم.آمده اي كه مارا به يادسرزمين پربلاي
كربلا بياندازي،سرزميني كه طاقت بسيار داشت، شاهدچه واقعه عظيمي
بود فقط او مي داندو خدا و ما كه فقط شنيده ايم و چيزي نديده ايم، ولي
هربار كه اين واقعه بازگو مي شود با چشم دل مي بينيم و مي سوزيم .
وقتي نام عاشورا به گوشمان مي خورد، به ياد طفلان حسين اشك
مي ریزیم و مي ناليم،به ياد حنجره تير خورده علي اصغر و خون پاك او كه
بر زمين كربلا ريخت و ياد علي اكبر آن جوانمرد ميدان،ياد ابولفضل كه خود
را فداي حسين وخانواده اش كرد،همان علمدار كربلارامي گويم كه پاسدار
خيمه ها بود.به ياد حسين، زنده نگهدار تاريخ عاشورا، حسيني كه با خون
پاكش به خاك كربلا تربت بخشيد ونامش نسل به نسل باقي خواهد ماند.
و به يادمظلومه كربلا زينب كبري،چه طاقتي دارد اين زن، ستم كش تاريخ
را مي گويم همان اسطوره صبر و استقامت حال ديگر او مانده ويتيمان
حسين، او مانده ناله هاي رقيه، دختر سه ساله حسين كه در خرابه شام
از دوري پدر جان باخت . آه در اين ماه بر خاندان حسين چه گذشت، چه
بگويم كه زبان قادر به توصيف اين وقايع نيست .
لعنت خدا بر آل يزيد و يارانش و سلام و درود خداوند برحسين و آلش.
شايدبگوييد،اگر او را مي شناسي پس براي چي خواهان آشنايي اويي؟!
بايد گفت آشنايي فقط دانستن نام، نام خانوادگي و نام پدر مادر نيست ،
بلكه علاوه بر اينها پي بردن به وجود دروني و ابعاد آن شخصيت است.
مي خواهم با كسي آشنا شوم كه، پدر حقيقي و واقعي ماست.
مي خواهم با كسي آشنا شوم كه،پس از خداوند از همه عزيزانمان حتي
پدر و مادر به ما نزديك تر است .
مي خواهم با كسي آشنا شوم كه، همه بدون استثنا به او نياز داريم.
مي خواهم با كسي آشنا شوم كه، بيش از هزارو صد و شصت سال
منتظر همدلي و همت ماست .
مي خواهم با كسي آشنا شوم كه، همه با يد او را بشناسند تا به مرگ
جاهليت نميرند.
بله مي خواهم با امام زمان خود آشنابشوم. مي خواهم از او بنويسم، و
از غربت و تنهايي كه ما براي اين وجود نازنين پديد آورده ايم بگوييم .
از اين پس وبلاگ آشنايي متعلق به وجود مقدس آن حضرت و همه شما
عاشقان و چشم براهان او خواهد بود.
کنم عذر می خوام. راستش هم وقت امتحانات بود و هم اینکه دسترسی
به اینترنت نداشتم .
...............................................................................................................
شعر زیر که از سروده های عبدالقادر بیدل دهلوی است، دوست بسیار
خوبم سید محمد باقر موسوی فرستاده .
با هستی ام وداع تو و من چه می کند؟
با فرصت نیامده رفتن چه می کند؟
فریاد از که پرسم و پیش که جان دهم
کان غایب از نظر به دل من چه می کند؟
هستی برای هیچ کس آسودگی نخواست
گر دوست این کند به تو دشمن چه می کند؟
هر شیشه دل حریف تک و تاز عشق نیست
جایی که مرد ناله کند زن چه می کند؟
دل های مرده و اثر وعظ تهمت است
بر عضو مرده مالش روغن چه می کند؟
تسلیم عشق را به رعونت چه نسبت است
بیدل سر بریده به گردن چه می کند؟

