تبليغاتX
آشنایی با پدر زمان


اگر پاي خلاف، از مرز طاعت،فراترننهيم .

اگر با تيغ گناه، دامن عصمت ندريم .

اگر دست تعدي به حريم حرمات الله نگشانيم.

آنگاه خواهيم ديد هر جا كه باشيم در قربانگاهيم و هر سو كه برويم،

 به او تقرب پيدا مي كنيم و هر روزمان عيد قربان مي شود.

خجسته باد عيد قربان ، عيد صالحان وارسته

 و عيد اهل طاعت و تسليم ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384;ساعت 10:21;  توسط سیدصادق قاضی;  | 

بگذر از فرزند و مال و جان خويش 
                              

                                               تا خـليل الله دورانت كنند

سربنه در كف، برو در كوي دوست 
                                    

                                            تا چو اسماعيـل ، قربانت كند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384;ساعت 12:50;  توسط سیدصادق قاضی;  | 

عرفه، از عيدهاى بزرگ است؛ هر چند عيد ناميده نشده است و روزى

است كه حق تعالى بندگان خويش را به عبادت و طاعت خود دعوت كرده،

سفره جود و احسان خود را براى آنها گسترده است. شيطان در اين روز،

 از همه اوقات خوارتر و حقيرتر و خشمناك‏تر است.روايت شده كه حضرت

زين‏العابدين(ع) در روز عرفه صداى فقيرى را شنيد كه از مردم كمك

مى‏خواست. حضرت فرمود: واى بر تو! آيا دست نياز به سوى غير خدا دراز

مى‏كنى؟ در حالى كه اميد مى‏رود در اين روز بچه‏هايى كه در شكم مادر

هستند، مورد فضل و لطف الهى قرار گيرند و سعادتمند گردند.

روز عرفه داراى دعاهاى فراوانى است؛ ولى در اين ميان، دعاى عرفه امام

حسين(ع) داراى جايگاه ممتاز،أخص و ويژه است و در واقع، ناب‏ترين و

عميق‏ترين معارف الهى و توحيدى در اين دعا، بر زبان سالار شهيدان(ع)

جارى گشته است. عصر روز عرفه امام حسين(ع) با گروهى از خاندان

 و فرزندان و شيعيان،با نهايت خاكساري و خشوع از خيمه بيرون آمدند

 و در جانب چپ كوه ايستادند. امام(ع) چهره مبارك خود را به سوى كعبه

گردانيد مانند مسكين نيازمندى كه غذا مى‏طلبد، دست‏ها را برابر صورت

خود گرفت و دعايش را چنين آغاز كرد:

«الحمدلله الذى ليس لقضائه دافع ولا لعطائه مانع ولا كصنعه صانع و هو

الجواد الواسع؛ سپاس خداوندى را سزاست كه چيزى قضايش را دور

نمى‏سازد و از عطا و بخشش او جلوگيرى نمى‏كند و هيچ آفريننده‏اى

آفرينش او را ندارد و او سخاوتمندى عالم گستر است.»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384;ساعت 12:18;  توسط سیدصادق قاضی;  | 

ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛

 فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند

و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند. توي بساطش همه چيز بود:

 غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد

و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند و

بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند و بعضي

آزادگيشان را. شيطان مي‌خنديد و دهانش بوي گند جهنم مي‌داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384;ساعت 16:23;  توسط سیدصادق قاضی;  | 

سالروز شهادت شکافنده علوم، حضرت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد.
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384;ساعت 15:48;  توسط سیدصادق قاضی;  | 

باز هم روزي ديگر در آرزويت بودم آنقدر انتظار كشيدم كه روشنايي

 خورشيد به ظلمات شب رسيد، در انتظارت ساعت ديواري را نگاه

 مي كنم. سحر به يادم مي آورد جمعه اي ديگر گذشت و نيامدي ...

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384;ساعت 15:45;  توسط سیدصادق قاضی;  | 

در خواب ناز بودم شبی ، ديدم کسی در می زند... در را گشودم روی

 

 او ديدم غم است در می زند....

 

ای دوستان بی وفا از غم بياموزيد وفا....غم با همه بيگانگی هر شب به

 

 ما سر ميزند!

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384;ساعت 15:42;  توسط سیدصادق قاضی;  | 

اين بار آدم نبود كه فريب خورد، تو بودي، نه با وسوسه گندم، نه با

 سيبي سرخ آخرين اشتياق تو در آتشي شعله كشيد كه خاكستر

 كينه هاي او بود، نمي خواهم گناهت را شماره كنم و حال با اين همه

عصيان هنوز براي بازگشت فرصت هست ولي كافيست ساعتت را از

 كوك بياندازي و بي جتر از خانه بيرون بیایی.

جاده ها تو را تا فرشته ها همراهي مي كنند ...

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384;ساعت 14:57;  توسط سیدصادق قاضی;  | 

مشكل مي شود سالي يك دوست پيدا كرد ولي به ساعتي مي توان

دوستي را آزرد و از دست داد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384;ساعت 12:4;  توسط سیدصادق قاضی;  |